man ye bar dge sayamo mikonam
VAGHTI KHUNEVADE SARD BASHE
!!!!
MIYAy panah miyari be net ... hey tanhayito bahash por mikoni
hey pish miri miri....
yeho chesh baz mikoni mibini dge asiresh shodi !
engar tu ye ghafasi gir kardi !
kheyli sade motad shodi
az dast rafti
hala dge mage mishe tark kard !
age mituni boro tark kon...
shoma age chareyi baladin be mane bi chare ham begin






گفتم که به پیری رسم و توبه کنم
آنقدر جوان مرد و یکی پیر نشد
خاطرات آدم مثل یه تیغ کند میمونه که رو رگت میکشی!
نمیبره اما تا میتونه زخمیت میکنه
عالم همه قطره و دریاست حسین ،
خوبان همه بنده و مولاست حسین ،
ترسم که شفاعت کند از قاتل خویش ،
از بس که کَرَم دارد و آقاست حسین
خـستـه ام از ایـن بـلاتکـلیـفـی
تـهِ این قصـه بَـرام روشن نیـسـت
بیا ای خسته خاطر دوست! ای مانند من دلکنده و غمگین
من اینجا بس دلم تنگ است
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بی فرجام بگذاریم
چـه غــم انگــــیـز اسـت ..
ســرنــوشـتِ مــاهــیِ کــوچــک ..
وقتــی ،
بــه هــوایِ جُــفتِ خــود ..
بــه اقــــیـانــوس مــی زنــــد ..
و نهــــــنگ هــــا ..
عــاشقَـش مــی شـــونـــــد !
به تقویم ها اعتمادی نیست
اگر در دل یا نگاهت تغییری رخ داده . . .




واسه کسى بمیر ، که واست تب کنه !
“هزار بار – تا آخر عمر”
ﻫﻴﭽﮕﺎﻩ ﻧﻔﻬﻤﻴﺪﻡ ﭼﻪ ﺭﺍﺯﻳﺴﺖ ﺑﻴﻦ ﺩﻝ ﻭ ﺩﺳﺘﻢ !
ﺍﺯ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﻓﺖ ﺑﻪ ﻫﺮﭼﻪ ﺩﻝ ﺑﺴﺘﻢ !
اگر کسی بیش از حد می خندد،
حتي به مسائل خیلی ساده و معمولی؛
او از درون به شدت اندوهگین است
وقتي به پيش ميرويد مشكلاتي كه پيش روي شماست خودشان را حل ميكنند
به پيش برويد ; سپيده خواهد دميد و راه شما را روشن خواهد كرد
ﯾﻪ ﻭﻗﺘﺎﯾﯽ ﺣﺎﻟﻮ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﻫﯿﭽﯿﻮ ﻧﺪﺍﺭﯼ
ﺗﻮ ﺧﻮﺩﺗﯽ
ﺩﺍﻏﻮﻧﯽ
ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﯼ
ﺳﺨﺘﯽ ﻣﯿﮑﺸﯽ
ﺍﻣﺎ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﮐﻢ ﺑﯿﺎﺭﯼ
ﺍﯾﻦ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﻭﺯﺍﺭ ﺍﺭﺯﺵ ﻏﻢ ﺧﻮﺭﺩﻧﻮ ﻧﺪﺍﺭﻩ
ﺍﯾﻨﻮ ﺑﺪﻭﻥ ، ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺰ میگذﺭﺩ . . .
گــــــاهی
احســـــــاس میکنم روی دست خدا مانده ام. . .
خستـــــــه اش کرده ام. . .
خودش هم نمی داند بامن چه کند! ! !


روزهایم گذشت اما روزگار از من نگذشت! ؟ ؟
اما من از روزها و روزگار گذشتم.بگذرید از من
یکی بیاید دست این خاطره ها را بگیرد ببرد گردش . . .
کلافه کرده اند مرا !!
بس که نق می زنند به جانم . . .
خسته شده ام از گذر خاطرات . . .
تا حالا به این فکر کردى با اینکه سگ به وفادارى معروفه
اما چرا میگن مثل سگ پشیمون میشى؟؟؟ چون ته وفادارى پشیمونیه…
یه وقتایی
وقتی میگن ” شب خوش ” ؛ ینی نذار با این حالم بخوابم . . .
این و بفهمین . . .
آدم ها می آیند…
خودشان را نشان می دهند…
وقتی که برایت مهم نیست…
اصرار می کنند!
اصرار برای اثبات وجودشان،
برای اثبات بودنشان…
و ماندنشان!
اصرار می کنند که تو نیز باشی همراهشان…
همان آدم ها،
وقتی که پذیرفتی بودنشان را ،
ماندنشان را…
وقتی که باورشان کردی…
می روند!
به بهانههای پوچ!
به بیبهانگی!
به سادگی!
می روند…
می روند…
و تو می مانی با باوری که …!